باز باران با ترانه نگویید من می سرایم این ترانه جور دیگر:

باز باران بی ترانه!

با تمنای فراوان می خورد بر سقف قلبم

باز باران نرم نرمک می چکد از ناودان خانه ی ما

من به پشت شیشه ای تنها و غمگین می نگارم نامه ای را

باز باران با صدای چک چک غم می خورد بر پشت شیشه

می زند یکریزه بوسه قطره های خیس باران

روی اشک های گونه ی من

باز عطر پاک نرگس،رقص بی همواره باد

نغمه ی شوق پرستوی مهاجر می سراید یک ترانه

یادم آرد خاطرات کودکی را در کنار بـــرکه غـــم

باز باران بی ترانه! با تمام بی کسی های شبانه

می چکد بر سقف قلبم در کنار خلوت تو....


ادامه مطلب